سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
190
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
مشتقات باب وجل يوجل ماضى معلوم / وجل / ترسيد يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / وجل / ترسيده شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يوجل / ميترسد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يوجل / ترسيده مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليوجل / بايد بترسد يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليوجل / بايد ترسيده شود يك مرد غائب در زمان حال امر به صيغه / لتوجل / ترسيده شو تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لا يوجل / نبايد بترسد يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يوجل / نترسيده است يك مرد غائب در زمان گذشته نفى / لا يوجل / نمىترسد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده استفهام / هل يوجل / آيا ميترسد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده اسم فاعل / واجل / يك مرد ترسو اسم مفعول / موجول / يك مرد ترسيده شده مصدر / الوجل / ترسيدن تنبيه - اصل ايجل توجل بود خواستيم امر حاضر بنا كنيم تاء كه علامت استقبال بود از اولش برداشتيم و چون بعدش ساكن بود و عين الفعلش هم مفتوح يك همزه وصل مكسوره در اولش درآورديم شد اوجل واو چون ماقبلش كسره بود قلب بياء شد ايجل شد . مشتقات باب وجه يوجه ماضى معلوم / وجه / با قدر و منزلت بود يك مرد غائب در زمان گذشته